معنی ضرب المثل گستردن است، می توانی هل بدهی، می توانی بکشی


«ضرب المثل را پخش می کنی، بیل می شود، دمش را می کشی، می شود آرزو.


«اگر ضرب المثل را پخش کنی، بیل کند، دمش را بکشی، میل شود». به افراد تنبل، نالایق و دیوانه که ارزش کار و هنر دیگران را نادیده می گیرند، می گویند: کار آهنگر کاری ندارد: پهن کن، با بیل می توان زیر آن را خط کشید، می توان خواست.

«قصه ضرب المثل را پخش می کنی، بیل می شود، دمش را می کشی، می شود آرزو.

پیرزنی را آوردند که فقط یک پسر داشت. شوهرش سال ها مرده بود و پیرزن تمام زندگی اش را داد تا پسرش را خوب تربیت کند. اما از آنجایی که پسرش یک ساله بود، بسیار تنبل بود.

همسایه ها همیشه به پیرزن می گفتند: پسرش را کمتر از دست می دهد. او بزرگ شده و بهتر است او را به سر کار و کار بفرستیم تا طرز تهیه نان را یاد بگیرد. پیرزن که نمی خواست پسرش تنبل و بیکار شود، روزی پسرش را گرفت و به آهنگری برد و از آهنگر خواست که پسرش را شاگرد بپذیرد و حرفه آهنگری را به او بیاموزد.

آهنگر که پسر و مادرش را می شناخت و می خواست به آنها کمک کند موافقت کرد. روز بعد پسر لباس پوشید و به آهنگری رفت. روز اول کارش را در آب و جارو گذراند.

روز بعد آهنگر به او یاد داد که آهن داغ را از کوره بیرون بیاورد. پسر نتوانست در برابر آتش داغ کوره مقاومت کند. وقتی این کار را کرد، دست از کار کشید و رفت و در گوشه ای نشست.

بیشتر بخوانید  پیروزی صدف خادم اولین بوکسور ایرانی در فرانسه + بیوگرافی و تصاویر

هر چه ارباب به او می گفت، مانند ضربه زدن به چکش یا سوزاندن آهن در کوره، گوش نمی داد و می گفت: «من می توانم با تماشا چیزهای لازم را یاد بگیرم.

آهنگر چندان او را اذیت نکرد به این امید که پسر به حرفه آهنگر علاقه مند شود. دو سه روز همینطور گذشت.

یک روز آهنگر منتظر بود تا پسر سر کار بیاید، اما نشنید چه چیزی در انتظار است. کمی صبر کرد و من رفتم سر کار، اما کم کم نگران شد و با خود گفت: اگر برای پسره اتفاقی نیفتاد، بهتر است بپرسم و ببینم امروز کجا رفته است.

آهنگر با این فکر مرد را به خانه پیرزن فرستاد و به او گفت که پسرت امروز سر کار نیامده است. قاصدی که آهنگر فرستاده بود ساعتی بعد با پیرزن برگشت.

آهنگر وقتی دید پیرزن نگران نیست و غمی در چهره اش نیست خیالش راحت شد. پیرزن گفت: دستت درد نکند استاد.

نمی دانم چگونه از کار شما تشکر کنم. پسرم به من گفت که حرفه آهنگری را کاملاً آموخته است و دیگر نیازی به آمدن به کارگاه شما نیست. درست است که او باهوش است، اما شما معلم خوبی هم هستید.

آهنگر که بسیار تعجب کرده بود گفت: پسرت در این دو سه روز شاگردی آهنگری را یاد گرفت؟! صادقانه بگویم، من سی سال آهنگر هستم، اما هنوز تمام ترفندهای آهنگری را یاد نگرفته ام.

پیرزن گفت: گفتم فرزندم پسر باهوشی است. می گوید: آهنگر کاری ندارد، آهن را در کوره می گذاری تا گرم شود، وقتی داغ شد از کوره بیرون می آوری و با چکش به سرش می زنی، اگر دمش را دراز کنی، که . میله آهنی می شود، اگر آن را صاف کنید، بیل ها خوب می شود.

بیشتر بخوانید  تیپ ها و هیکل های خنده دار .. !!!

آهنگر خندید و گفت: خدا رحمت کنه این پسر رو! اسفند، او را در آتش بیندازید تا خدای نکرده نگاهش کنند. او نه تنها آهنگری را به تنهایی یاد گرفت، بلکه به عنوان یک پیرزن به شما مهارت های آهنگری را آموخت.

پیرزن متوجه شد که پسرش چیزی یاد نگرفته و تنبلی و سخت کوشی مانع از رفتن او به سر کار شده است. از آن زمان برای تمسخر افراد تنبل، نالایق و بی فکر که ارزش کار و هنر دیگران را نادیده می گیرند، می گویند: آهنگر کاری ندارد: او را صاف می کنی، می تواند بیل بزند، می تواند دمش را بکشد، می تواند آرزو کند. .


جداکننده خط

این که ضرب المثل همه را متمایز نمی کند یعنی چه؟

معنی ضرب المثل شکر نعمت شما را زیاد می کند

ضرب المثل در بقالی کجا رفت؟

ضرب المثل «نه بیا نه برو» به چه معناست؟


دیدگاهتان را بنویسید