ضرب المثل در دروازه را می توان بست، اما شایعات را نمی توان بست


ضرب المثل را می توان در دروازه بست. اما احمق نباش


ضرب المثل را می توان در دروازه بست. اما بیخود حرف نزنید: یعنی هر بدهی انجام شود مردم نظر می دهند و صحبت می کنند. دروازه را تا این حد می توان بست، اما مردم دهن خود را نمی توانند ببندند!

یعنی اگر کاری را درست انجام داده اید به حرف مردم توجه نکنید چون به هر حال حرف می زنند. موفقیت یعنی عدم توجه به نیش و کنایه افراد. اشاره به تأکید بر عمل درست خود بدون تأثیر اطرافیان است.

حکایت ضرب المثل را می توان در دروازه بست، اما به دهان مردم نه

یکی از توصیه های حکیمانه لاگمن به پسرش این بود که در اعمال و رفتار خود فقط به خشنودی و وجدان خداوند فکر کند. به تشویق مردم مغرور نشوید و با انتقاد و انتقاد منتقدان و منتقدان آرام و بی تفاوت رفتار کنید.

پسر لاگمن که مانند پدرش اهل چون و سرا بود، از یک شاهد عینی خواست تا مطمئن شود که نور خرد پدرش از چشمانش می درخشد.

لقمان حکیم گفت: اکنون لباس سفر بساز و مرکب آماده کن تا در سفر این راز را فاش کنم. پسر لاگمن دستورات پدرش را دنبال کرد و وقتی داشت جوهر را آماده می کرد، لاگمن سوار شد و به پسر گفت که او را دنبال کند.

سپس به سراغ افرادی رفتند که به کشاورزی اشتغال داشتند. وقتی مردم به او نگاه کردند، زبان به اعتراض باز کردند و گفتند:

در آن زمان، لاگمن پسر را برداشت و با پای پیاده به دنبال او رفت و به حرکت خود به سمت گروه دیگری ادامه داد.

بیشتر بخوانید  بیوگرافی و زندگی خصوصی جانی اینفانتینو رئیس فیفا

تماشاگران این بار با دیدن زبان به اعتراض گشودند: این پدر غفلت شده را ببینید که آنقدر در تربیت فرزندش کوتاهی کرده که آبروی پدرش را نمی شناسد و جوان و قوی سوار است. و پدر پیر و باوقار خود را ترک می کند.برای او.

در همین حین، لوگمان نیز به دستور بچه ها سوار شد و برای پیوستن به قومی دیگر رفت. وقتی مردم آن را دیدند از روی گناه گفتند: «حتی مردم بی رحمی که بر پشت حیوانات ضعیف افتادند و چنان بار سنگینی بر دوش حیوان بی پناهی گذاشتند که اگر یکی از آنها سوار شد. آنها به دردسر خواهند افتاد.» آنها به راه افتادند و بار آنها را اذیت نکرد.

در این هنگام لوگمان و پسرش از ملک پیاده شدند و با پای پیاده به روستا رسیدند. اهالي روستا با ديدن او شروع به سرزنش كردند و با حيرت گفتند: به اين پيرمرد و جوان كه راه مي روند و رنج مي برند بنگر كه آيا مركب حاضر است در برابرشان جاري شود. به نظر می رسد که آنها این چارپ را بیشتر از روح دوست دارند.

وقتی کار پدر و پسر به این مرحله رسید، لاگمن با لبخندی آمیخته با شور و شوق پسرش گفت: این تصویری از حقیقتی بود که به شما گفتم و اکنون خود را در حال آزمایش و تمرین برای جلب رضایت مردم و بستن دهان به روی مزاحم ها و مزخرفات هستید. ممکن است و لذا انسان عاقل به جای اینکه بکوشد مردم را با گفتار و کردار خود راضی کند باید در جهت رضایت وجدان و رضای خالق تلاش کند و او را ستایش و به راه راست هدایت کند. به همان تحسین و سرزنش و تلاوت و مانند آن.

بیشتر بخوانید  قیمت لیر ترکیه در بازار امروز شنبه 16 بهمن 1392 است


جداکننده خط

ضرب المثل آتار هفت شهر عشق شد یعنی چه؟

این که ضرب المثل همه را متمایز نمی کند یعنی چه؟

ضرب المثل در بقالی کجا رفت؟

ضرب المثل «نه بیا نه برو» به چه معناست؟


دیدگاهتان را بنویسید